|
معبد آپولون : این بنا در شهر دیدوما ، شهر ایونیک کهن در ساحل غربی آسیای صغیر (ترکیه) واقع است. این معبد ایونیک و دورستونی برروی پایه های هفت پله ای در ارتفاع تقریباً 4 متری سطح مقصوره آن که عملاً بی سقف و رو به آسمان باز مانده بود ساخته شده است. ابعاد آن 180*51 متر و ارتفاع ستونهای پیرامونش 19.5 متر است. دارای تالاری گود پر از ستون است که مقدم بر یک کفش کن ساخته شده است. و از آنجا که پلکان بزرگی به عرض پانزده متری به سوی حیاط رو باز معبد سرازیر می شود، راه دسترسی بسیار شکوهمندی برای زیارتگاه کوچک آن که دارای ستون بندی خلفی و محل نگهداری از پیکره پرستشی است ، فراهم می آید. این طراحی پیچیده فضای درونی تالارهای بزرگ ، مستقیماً به شیوه رومی پس از خود می انجامد و گسست چشمگیری از معماری کلاسیک یونان به شمار می رود که بر نمای بیرونی ساختمان تقریباً به عنوان یک تندیس تاکید می کرد و درون آنرا تقریباً ساده رها می کرد.
شهر پرگاموم در آسیای صغیر با داشتن معابد و پیکره های بسیار ، شهر بزرگ عصر هلنی محسوب می شود. در این شهر به تقلید آکروپلیس آتن ، مجموعه ای بر پا گردید که دارای معابدی برای خدایان یونانی بود.
معبد زئوس: بنایی است با شکوه و عظمت بسیار که در حدود سال 180 ق .م پسر و جانشین آتالوس اول به عنوان مذبح با شکوهی به یاد پیروزیهای پدر بر بالای تل مشرف به شهر پرگاموم بنا کرد. خود مذبح در مرکز حیاطی مستطیل شکل قرار دارد، و اطرافش را ردیفی از ستون های ایونیایی واقع بر صفحه ای بلند به مساحت حدود 93 متر مربع احاطه کرده است، که به جبهه غربی آن با پلکانی وسیع و پرشکوه به سطح زمین متصل می شود. احتمالاً بناهای مذبحی با این عظمت یادگار سنت معماری ایونیایی از دوره ای کهن بوده است. اما مذبح پرگاموم از جهت وسعت و شکوه بر همه آنها برتری دارد، و نیز تنها مذبحی است که بقایای عمده ای از آن برجا مانده است. برجسته ترین خصوصیت آن کتیبه بزرگی است منقوش بر دیواره صفه که 120 متر درازای و 2متر بلندی دارد. این نقشها چنان برجسته تراشیده شده اند که تقریباً به کلی جدا از زمینه می ماند.
تئاتر اپیداوروس: نمونه دیگری از طراحی ، ماهرانه فضای روباز یونانی است. این بنا با اینکه در دوره هلنی ساخته شده به سبک کلاسیک است. به این دلیل در اینجا نام آن را ذکر نمودیم که تمام واحدهای کارکردی و ترتیب ظاهری تئاتر های بعدی را داراست. ردیفهای متحدالمرکز نشستنگاههای نسبتاً بیشتر از نیمدایره تماشاگران ، در سراشیب یک تپه ساخته شده بود و قطر دایره بیرونی اش تقریباً 120 متر است. راه پله ها یا راهروی میان پله ها به صورت چندین شعاع از مرکز دایره که محل ارکستر یا اجرای نمایش بود تا محیط دایره کشیده شده اند. و نشستنگاههای سنگی را که با یک راهروی پهن به دور بخش بالایی و پایینی تقسیم شده اند از هم جدا می سازند . محل ارکستر ، پیش صحنه ،طوری طراحی شده اند که بیشترین درجه سهولت ممکن برای دیدن اجرای نمایشها و اماده شدن بازیگران فراهم آید.
انطباق اندیشمندانه فضا بر نیازهای انسان نه همچون روزگار باستان کهبرای ستایش از خدایان و ارضای هوسهای شاهان بود، بلکه بخشی از سنت انسان دوستی یونان است. هلنی ها بر دامنه تصور خویش از طراحی معمارانه افزودند تا شهرهای مهمی مانند پرگاموم در آسیای صغیر ، اسکندریه در مصر و اطاکیه در سوریه ساخته شدند. در همین دوره بود که می توان از خانه سازی سخن گفت نمونه خانه ای در شهر پرینه که با دیوار محصور می شد و آنرا از فضای خیابان و کوچه جدا می کرد ، کشف شده است.
شیوه های معماری یونان : به طور کلی آثار معماری یونانی براساس شیوه های خاص ساختمانی بنیاد شده اند. کهن ترین شیوه های قابل تقسیم بندی در معماری یونانی عبارتند از : شیوه دوریک ،ایونیک (ایونیایی) و شیوه کرنتی . شیوه هایی(سبک هایی ) که معماران یونانی پدید آوردند ، تا حدودی برحسب جزئیات ،ولی عمدتاً براساس تناسبهای اجزا از یکدیگر متمایز می شوند. هر سبکی برای هدف خاصی بکار گرفته می شد و هر یک مفاهیم متفاوتی را مجسم می کرد. اذا بر همین اساس هر یک از شیوه های معماری یونان دارای ویژگیهای خاصی هستند.
در اینجا پیش از پرداختن به شیوه های فوق الذکر ، باید تصریح نمود که اصطلاح شیوه یا سبک معماری که درباره یونان اطلاق می شود ،و این کاملاً رواست. زیرا بناهای یونانی از ثبات و کمال لازم برخوردارند.
همانطوریکه در اکثر پیکره های یونانی این مسئله مشهود است. مثلاً معبد دوریک نیز مانند پیکره (جوان یونانی) مظهری از قرار و پایداری درونی و سازگاری متقابل اجزای بیرونی است که به آنها ویژگی منحصر به فرد و وحدتی خاص موجودات زنده می بخشد.
الف:شیوه دوریک:شیوه دوریک یا دوریسی که نام خود را از سرزمین مرکزی یونان گرفته است،اصلی ترین شیوه معماری یونان است. زیرا هم قدیمی تر وهم مشخصتر از سایر شیوه های یونانی است. ستون دوریک مشتمل بر بدنه ستون که از قاعده دایره برخوردار است، و از پایین به بالا از قطر دایره کاسته می شود .
سطح بدنه ستون با شیارهای کم عمق عمودی به نام قاشقیها تزیین شده است. در انتها بخش بدنه با یک خط افقی معرف به گلوبند یا گلویی به سر ستون متصل می شود. سر ستون از بالشتگی و تاوه چهارگوش واقع برروی آن تشکیل یافته است. اسپر از دو بخش اصلی دیگر مختلط تر و اجزا آن عبارتند از : فرسب (ردیف سنگهای صیقل خورد ،و افقی که مستقیماً بر روی سرستونها تکیه دارد) و افریز با سه ترکیها و چهارگوشیهای تزئینی اش و طره به صورت مثلثی در می آید، و با لبه برجسته به بیرون خود سطح سنتوری را احاطه می کند.
همه بخشهای بنا از سنگهایی شده که بدون ملات بر روی هم قرار گرفته اند. و بدیهی است که در نهایت استادی ساخته وپرداخته شده اند. نسبت ارتفاع به قاعده در ستون دوریک در آغاز 4 به 1 بوده ولی در دوره کلاسیک این نسبت به پنج ویک دوم وپنج و سه چهارم می رسد ف در دوره هلنی نسبت 7به 1 می شود.
ب: شیوه ایونیک (ایونیایی): این شیوه معماری به سرزمین ایونیا واقع در ساحل آسیای صغیر (ترکیه) منسوب بوده و کمتر از شیوه دوریک صلابت و استواری و رسمیت دارد. و خاستگاه آن نیز همچون دوریک ناشناخته مانده است. نخستین بقایای معماری شیوه ایونیک از پرستشگاههایی است که متعلق به قرن ششم ق.م است. از ویژگیهای این شیوه : ستون باریک و بلند با سرستونی پیچ خورده (حلزونی شکل ) است. طرح ستون این شیوه به بیننده از هر طرف دید مشابهی می دهد. نسبت ارتفاع به قاعده ستون در این شیوه 9 به 1 و 10 به 1 یعنی نسبت به ستون دوریک بلندتر است و تعداد شیارهای روی بدنه ستون نیز 24 عدد است.
مهمترین عنصری که شیوه ایونیک را از نظام دوریک مجزا می کند ،تغییر شکل سرستونها است. ستون سنگی در شیوه ایونیک به جای اینکه مستقیماً روی سکوی پله دار (استیلوبات) قرار گیرد بر روی پایه ستون دایره شکلی که از سنگ یکپارچه تراشیده شده و دارای فرو رفتگیهایی نیز می باشد ، قرار می گیرد. این سنگ حجاری شده روی یک لوحه سنگی مربع شکل قرار دارد که به این نوع پایه ستون در شیوه ایونیک توروس گفته می شود.سطح جانبی شیارهای ستون ها در این شیوه در بیشتر موارد ، به صورت صاف و تراشیده شده و فاقد گوشه است.در صورتیکه در شیوه معماری دوریک خلاف این امر دیده می شود. تعداد شیارهای قاشقی بدون گوشه سبک ایونیک چهار عدد بیشتر از تعداد شیارهای گوشه دار سبک دوریک است. در شیوه ایونیک بخش پایینی آنتا که به شکل مربع در انتهای دیوارهای مقصوره دیده میشود در صورتیکه در شیوه دوریک ساده رها می گردد. معابد بسیاری در یونان و سرزمینهای تابعه آن به شیوه ایونیک ساده رها می گردد. معابد بسیاری در یونان وسرزمینهای تابعه آن به شبوه ایونیک برپا شدهاند که می توان به معبد ارختئوم(ارختئون)در اتن و معبد آرتمیس در افسوس و...اشاره کرد.
ج: شیوه کرنتی(قرنتی): شیوه کرنتی در اواخر در اواخر سده پنجم ق.م توسط معماری بنام (کالیماخوس) ابداع و به کار گرفته شده و به ناحیه کرنیت واقع در جنوب شرقی بخش مرکزی یونان منسوب است. برای نخستین بار از ستون کرنتی در داخل معابد استفاده گردید،ولی اوج گسترش این شیوه در معماری از حدود سال 300 ق.م به بعد است که در ستون های بیرونی ساختمان ها مورد استفاده قرار گرفته است.
ویژگی آن: سرستونی به شکل کاسه زنگ روبه بالا ،با آرایش برگ کنگری به گرد آن است. بدنه ستون کرنتی هم از بدنه ستون دوریک باریکتر و بلندتر است، ولی قطر آن ، مانند بدنه ستون ایونیک ، ار روی پایه ستون به یک میزان بالا می رود. بهترین نمونه معبدی که به این شیوه ساخته شده ، معبد زئوس (سده دوم ق.م) در شهر آتن است. سر ستون کرنتی با ظرافت بسیار تزئینی اش بیشتر به عنوان یک المان تزئینی مورد توجه بوده و دقت بسیار زیادی که در حجاری های پیکره ها بکار رفته ، در سرستون های این شیوه نیز دیده می شوند.
سر ستون کرنتی در حقیقت کمال ملوب یونانیان بود ، چون در مورد ستون ایونیک مسئله دید در گوشه ها برای معماران معابد مشکلی بود و به کار گیری سرستون ایونیک در زوایا با دید دو جانبه آن مشکل دید کنج ها لاینحل مانده بود ، با ابداع شیوه کرنتی که سرستون تزئینی آن از تمام جوانب دید یکسان داشت، همین امر موجب گردید تا یونانیان در رسیدن به کمال مطلوب مورد نظرشان توفیق حاصل کنند.
آثار معماری یونانی: در یونان باستان بر خلاف بسیاری تمدنهای کهن و باستانی کمتر توجهی به ساخت کاخها و آرامگاههای شاهان شده است، بلکه توجه آنان بیشتر معطوف به ساختمانهایی بوده که جنبه دینی و کاربردی داشته است. بطوریکه این مسئله در ساخت معابد و قربانگاهها، تئاترها،گنج خانه ها،تولوس ها(بناهای دایره شکل) و ساختمانهایی مانند ادئون مشخص است.
یونانیان در ساخت آثار معماری بسیار تحت تاثیر طبیعت و زیبایی پیرامون خویش بوده اند. و بطوریکه افلاطون در تعریف زیبایی گوید:( چیزی زیباست که ایده های زیبا را در برگرفته باشد) او طبیعت را هنر و کارالهی میپندارد. چون این احساس به سوی طبیعت با یونانیان متولد شده است. یعنی از آغاز تولدشان آنها چشم به زیبایی های طبیعت یونان می گشودند. و همین موجب گردیده بود که برای هر یک از عناصر طبیعی خدایی خاص را تصور نموده و معبدی برایش بسازند، چنانکه معماری یونان را باید در معابد آن سرزمین بررسی و مطالعه نمود.
معابد: معبد مکانی است که معماران یونانی تحقیقات و مطالعات خود را در زمینه زیبا شناسی در آن به نمایش گذارده اند. با شکست پادشاهی میسن، دیگر قصرهای مجلل در یونان ساخته نشدند ، اما معابد بسیار برپاگردیدند. در دوره دولت شهرها برخوردهای مردم با هنر آغاز گردید . المانهای جدید شهر گسترش پیدا می کند. هر دولت شهر هر قدر هم کوچک بود ، معبدی مختص به خود داشت.
نخستین معبد های یونان ، به سبب فقر جامعه از چوب و آجر ساخته شده اند. در مرحله بعد که پرستشگاهها را از سنگ ساختند، سبک پیشین که ویژه ساختمانهای چوبی بود، همچنان محفوظ ماند. هر چه بر ثروت یونانیان افزوده گردید ،آنها توانستند از سنگ ،آهک و سپس در سال 580 ق .م از سنگ مرمر برای تزئینات معبد بهره بگیرند.به طوریکه قبلاً اشاره گردید در سه شیوه معماری یونان توجه فراوانی به نمای خارجی معبد مبذول داشته اند. معماران پس از انتخاب زمینی مرتفع ، پی گذاری می کردند و ستونها را در ابتدا با شیوه دوریک که در قسمت بالا کمی باریک و به شکل تنه درخت بودند ، استفاده می کردند. يونانيها ژيش از آنكه معبد را به صورت ساختمان بسازند، براي نياش از سنگ چهار گوش مقدسي كه در فضاي باز قرار داشت و گاهي نيز براي آن قرباني مي كردند، استفاده مي نمودند. اما به مرور زمان و با اعتقاد به اينكه تصور و نجسم خدايان در يك مكان سرپوشيده بهتر ميسر مي گرديد و يا اينكه سمبل خدايان معبد به صورت يك مكان سرژوشيده در ذهن آنها شكل گرفت.
پلان اغلب معابد يوناني مستطيل شكل بوده و در مركز آن بخش اصلي معبد نيز يك اتاق مستطيل شكل قرار داشته كه آنرا مقصوره (نائوس) مي ناميدند. تنديس الهه در داخل مقصوره بدون ستون بوده اما بتدريج يك رديف ستون براي حمل بار سقف سنگي معبد در دو طرف ، در امتداد يكديگر كار گذارده شد. مقصوره داراي ايوان ستوندار قدامي يا پيشين است كه در معماري يونان آنرا پرونائوس مي گويند.
در پشت مقصوره يك رواق خلفي شبيه رواق قدامي وجود داشته ، كه آنرا پشيخوان يا اوپيستودوموس مي ناميدند. انتهاي ديوارهاي دو رواق مذكور به پايه هاي مربع شكل پايان مي پذيرد. كه آنرا آنتا مي گويند. بندرت بخش پاييني آنتا و قسمت تحتاني ديواره مقصوره از طرف بيرون با نقوش برجسته تزيين مي گرديد.
در اكثر معابد دورادور مقصوره ،بويژه معابدي كه بزرگترند، با يك رديف ستون احاطه مي گرديد كه آنرا دور ستوني پريستيليون نامند. در بعضي معابد به جاي يك رديف ستون كار گذاشته شده ،كه معبد آرتميس در شهر افسوس واقع در بخش غربي تركيه امروزي از اين نوع است.
مقصوره يك بناي سرپوشيده است،كه ديوارهاي آن با سنگهاي تراشيده شده منتظم بدون ملات ساخته شده است. از درگاهي كه دقيقاً در وسط ايوان ستوندار تعبيه گرديده ، به داخل مقصوره را نقاشي كرده اند. گاهي اين بخش به صورت دو طبقه ساخته شده كه براي ورود به طبقه بالا از راه پله استفاده مي كردند شده است. بخش ديگر معبد كه اساساً عمده ترين قسمت آن است. سنتوري است كه به شكل يك مثلث است و داراي دو طره افقي مايل است. در آن نقشهاي برجسته مربوط به داستان يك الهه كه معبد براي آن ساخته شده حجاري شده مي گرديد. ديگر بخش معبد، چهارگوشيها و فرسب هاست كه در شيوه هاي سه گانه با هم متفاوت هستند. بطور كلي معابد يونان با رديف ستونهاي نماي ورودي شان مشخص و نامگذاري مي شوند، معبد با رواق جلويش به بناي پيش ستوني يا پروستيل ناميده مي شود، و زمانيكه رواق در قسمت عقب قرار مي گرفت آنرا ژس ستوني يا آنفي پروستيل نام مي نهادند. انواع معابد با تعداد ستونهاي مقابلشان (نماي ورودي )عبارتند از: چهار ستوني ،پنج ستوني ، شش ستوني ، هفت ستوني و هشت ستوني. تئاترها: تئاتر را بايد از ابتكار يونانيان (البته ژيش از آنها مينوسيها) به معناي واقعي دانست. يونانيها اجتماعات ورزشي بزرگي مانند المپيك داشتند كه از قرن هفتم ق م در بين ورزشكاران دولت شهرهاي يوناني برگزار مي گرديد. و همين امر موجب گرديد كه آنها به ايجاد فضاهاي بزرگي نظير تئاتر مبادرت ورزند. اين فضاها در نوع خود و همزمان در جهان كم نظير بوده اند. يونانيها تئاتر را اكثراً در دامنه كوه يا شيب تپه طبيعي به شكل نيم دايره احداث كرده اند، كه در آغاز مكاني براي ديونيسوس خداي شراب آوازها و رقصهايي را ترتيب دادند كه مردم در آن شركت مي جستند . در وسط تئاتر معمولاً جايي براي نمايش ها به صورت دايره ساخته شده بود. جايگاه تماشاچيان به صورت پله هايي در سنگ صخره اي ايجاد شده و گاهي روي آن را با روكشي مرمرين فرش نموده بودند.
تئاتر هاي يوناني فاقد سقف بودند. در نزديكي جايگاه خوانندگان صندليهاي مرمرين براي افسران و افراد بلند پايه حكومتي ايجاد شده بود. براي تعويض ژوشاك بازيگران نمايش در بخش ورودي اتاقي به ساختمان تئاتر الحاق شده بود كه آن را اسكن مي گفتند.
قديمي ترين تئاتر يونان در آكروپل آتن كشف شده است. كه براي خداي فوق الذكر ساخته شده است. در شهر هاي افسوس و پرگاموم ،ميلتوس و پرينه تئاترهاي زيبايي به جا مانده است. اما بهترين آنها تئاتر سرگشاده اپيداوروس است كه قبلاً آنرا به طور مختصر شرح داديم.
ادئون: بناي كوچكي است . كه براي برگذاري مراسم و مسابقات و محافل ادبي ساخته مي شد،اين بناها را گاهي سالن باز و آواز نيز گفته اند. داراي پلان دايره يا چهار گوش كه هميشه مسقف بوده است. اطراف آن را ستونهايي احاطه مي كرده ،كه گاهي ستونها به شكل نيم ستون در ديوار تعبيه مي شده اند.
آگورا: ميدان عمومي شهر كه نخستين بار در منطقه اي كه به طورطبيعي چند خيابان به هم مي رسند، شكل گرفت. اين فضا يك فرم هندسي خاصي را دنبال نمي كرد، بلكه با گذشت زمان به شكلهاي منظم هندسي رسيد ساختمانهاي عمومي داخل اين ميدان ساخته مي شدند . كه يكي از آنها فضاي ستوندار و درازي بود كه شهروندان و بازرگان در آنجا مبادله كالا مي كردند. آگورا در سه دوره :1- كلاسيك قرن پنجم ق. م 2- دوره هلينسي قرن سوم ق.م 3- دوره رومي قرن دوم ميلادي ساخته شده اند.
خانه يوناني : در خانه هاي يوناني تمام اتاقها به حياط مركزي متصل و راه دارند، كه ساختمان و عملكرد هر يك از آنها نسبت به فضاهاي خارجي را دارا بوده است. علت اين است كه معماري مسكوني يونان درونگرا بوده ، چون خواستار آن بودند كه زندگي خصوصي خود را حفظ نمايند. بديهي است كه چنين مردمي سازنده بناهاي تحسين برانگيز شهري و مذهبي براي نوعي زندگي ساده گسترده اجتماعي بودند و به طور عميق تكامل بشر در ايجاد رابطه منظم بين زندگي اجتماعي را حس مي كردند.
پايان
برگرفته از كتاب معماري جهان
|