|
موقعیت معماری: سرزمین چین در دورترین قسمت شرقی آسیا قرار گرفته و از هندوستان بوسیله کوهستانهای بلند جدا گردیده است. این سرزمین از مناطق وسیعی ، پوشیده از کوهستانها تشکیل شده است.نواحی جلگه ای بیشتر در شمال شرقی قرار دارند و حاصلخیزترین بخش چین درهمین نواحی است که از قدیمی ترین ایام مسکونی بوده است. دو رودخانه عمده چین رود زرد (هوانگ هو) و رود آبی (تسی یانگ ) هستند و اقیانوس کبیر در شرق این کشور واقع شده است.
وجه تسمیه : به علل گوناگون ، چینی ها سرزمین خود را به جای چین، ((تی ین هو)) یعنی زیر آسمانها ، یا ((سهای )) میان چهار دریا یا ((چونگ هواکوئو)) یعنی ملک آذین میانین یا به فرمان انقلاب ((چون هوامین کوئو)) یعنی ملک گل آذین مردم ،می خوانند وجود گلهای فراوان در این کشور ،دلیلی است بر وجود رودخانه ها ، آبشارها و چشمه های فراوان.
معماری چین: معماری چین نیز همانند سایر هنرهای آن گستردگی و تنوع فراوان برخوردار است. برخلاف بسیاری نظرات که معتقدند چینیان بناهای بزرگ در مقیاس آثار معماری بین النهرین و مصر نساختند ، چنین نیست ، چینی ها مردمانی هوشمند و هنرمند بوده اند که هر چند آثار معماری آنان گاه به علت استفاده از مصالح کم دوام از بین رفته اند ، ولیکن آنچه از این آثار باقیمانده ، گویای این حقیقت است که آثار چینی در حد معماریهای مصر و بین النهرین و ایران باستان است. بطور کلی معماری چین شامل معابد ،(کنفوسیوسی ،لائوتسه ،بودایی) پاگودا ،قصر ،دیوار بزرگ چین، خانه و دیرها،آرامگاهها و معابد صخره ای (غاری) است.
خانه چینی: اولین سکونتگاههای چینی گودالهایی هستند که به صورت دایره ساخته شده اند و روی آن را با شاخ و برگ درختان پوشانده اند. سپس با پیشرفت در فن خانه سازی ، خانه ها از گودال به خانه هایی در رویزمین و از جنس خشت و گل تغییر یافت. این خانه ها در حدود 3 تا 5 بلوک با هم در یک ردیف قرار می گرفتند . نمونه ای از خانه های دوره ((هان)) که همانند خانه های جدید به صورت تعدادی حیاط بود و در اطراف آنها عمارت جداگانه ای وجود داشت و هر یک به اتاقهای کوچکی تقسیم می شد. باید اشاره نمود سقف بلند و ستوندار آنها با سفال پوشش یافته است و فقط انحنای بام تغییر کرده است. از نظر تزیینی نمونه های خانه گلی دوره هان کاملا شبیه سبک های موجود در چین است. مدخل اصلی در داخل توسط ((مانع ارواح)) (دیواری در مقابل مدخل)حفاظت می شود، به طوریکه حیاط از داخل خانه از نظر پنهان است. بر اساس عقاید چینی ، شیاطین و ارواح پلید در خط مستقیم حرکت می کردند و این دیوارها در مقابل مدخل مانع ورود آنان به خانه ها می شده است.
ساختن این نوع خانه ها مسلماً در چین در دوره های بعدی هم رواج یافت. چ.نکه با افکار و عقیاد چینیان سازگار بود. هدف از ساختن این گونه بناها در چین هرکدام در یک حیاط جداگانه ای می زیستند .
ساختمان معماری خانه امروز چین دقیقاً به نمونه اولیه خویش در هزار سال پیش شباهت دارد، به بیان دقیق تر نیمرخ مساط بر سقف که بخش بزرگی از خصوصیات معماری چینی از آن سرچشمه می گیرد ،احتمالاً به دوره ((چو)) یا شانگ مربوط می شود. حتی ساختمانهای ساده ای که در کنده کاریهای سنگی دوره هان نقش شده اند ، حکایت از وجود سبک و روشی در ساختمان سازی دارند ، که امروزه نیز شالوده معماری این کشور به شمار می روند.اجزای ضروری این ساختمانها عبارتند از:یک تالار چهار گوشه زیر یک بام نوک تیز با قرنیز های بر آمده ، بر روی یک شبکه نگاهدارنده و ستونهای چوبی ، که دیوارها هیچ نقشی در نگاهداری از سقف ندارند بلکه در حکم پرده ها یا تیغه های جدا کننده اند.
معماری چین در چهارچوب این فرمول محدود ، توجیهش را بر نمای ساختمان متمرکز می کند، در نخستین سالهای حاکمیت سلسله هان ،ترکیبهایی از زاویه های نگاهدارنده قرنیزها، رگه های سر جرز و ستونها برای نگهداری وزن سنگین بامهای کاشی دار طراحی شدند. معماران با دستکاری در شکل زاویه ها ، جان تازه ای در نمای خارجی ساختمان می دمیدند. معماران بعدی با استفاده از این مقدمات ساده ،شبکه های نگاهدارنده پیچیده ای ابداع کردند. برخی از زاویه های نگاهدارنده به موازات دیوارها کار گذاشته می شدند و برخی دیگر برای نگاهداشتن یک تیر حمال (فرسب) یا سگدست دیگر، امتداد می یافتند تا آن که چند برابر شدن واحدها سرشاری از نور و سایه بوجود آوردند. با افزودن تزییناتی به رنگ قرمز ولاکی طلایی ،تاثیر آن دو چندان می گردید.
کارایی ساختمان غالباً تابع تزیینات آن بود. از شبکه های پیچیده زاویه های نگاهدارنده ،در مواردی که فقط به نگاهداری کمی نیاز بود، برای تزیین استفاده می شد. در نمای خارجی جلوه رنگارنگ پایه ها تضاد دلنشینی با سطح یکنواخت بام نوک تیز ایجاد می کرد. قرنیز های برجسته ، در دوره تانگ عریض تر نیز می شدند و معماران به گوشه ها پیچ می دادند .
این قرنیز های مختصراً در ساختمانهای بعدی ،بویژه در چین جنوبی که شبکه ای از خطوط بالا رونده به کار گرفته شده بود ، شدیداً مورد اغراق واقع شدند. ولی در بیشتر نقاط ، انحناهای ملایم سقفها، به شکل چهارگوشه و تقارن خشکی که نقشه های ساختمانی و روشهای گوناگون جایگزین اجزاء بر معماری تحمیل می کنند، ظرافت خاص می دهند . در طی چند قرن جهت همه ساختمانها شمالی –جنوبی بوده است.
در معابد یا منازل چینی بام بسیار اهمیت دارد. جنس آن از آجر و کاشی است و اگر بر سریرهای سلطنتی سایه افکند زرد و گرنه سبز ، ارغوانی ،سرخ یا آبی است. چه در دامن طبیعت و چه در خیابانهای شهر.
معابد چینی: در معماری هر کشوری پرستشگاهها از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردارند. سرزمین پهناور و باستانی چین با داشتن آیین های مختلف ، دارای معابد در خور توجهی است. معابدی از بودائیان ، کنفوسیوس و لائودیسه به جای مانده است که هر یک از انواع پرستشگاهها ی ادیان مورد اشاره حائز ویژگیهای خاص هستند.
معابد بودایی: آیین بودایی چند گاهی بر روان چینیان چیره گردید. و منجر به ساختن معابد بزرگی که خرابه های آنها اخیراً در ترکستان کشف شده و در سراسر چین معابد بودایی نسبتاً با شکوهی دیده می شود. به این معابد راههای طبیعی زیبایی منتهی می شود ، که معمولاً بر سرازیرهای پیچ در پیچ کشیده شده و با دروازه های آراسته ای بنام ((پای لوش)) مشخص گردیده است . برای رهانیدن شیطان در بعضی مدخل ها پیکره های کراهت انگیز گذاشته شده است. یکی از بهترین زیارتگاههای بودائی معبد ((بودای خفته)) در نزدیکی کاخ تابستانی خارج پکن است.
رواج آیین بودایی ظاهراً تغییر مهمی در طرح معابد چینی بوجود نیاورد. چون معبد تائویی و بودایی را از روی یک نقشه می ساختند که در واقع همان نقشه خانه چینیان بود، و آن را برای مقاصد مذهبی آماده می کردند. ترتیب حیاط سازی ، با تالارهای مجاور ،شبیه خانه های مسکونی بود. تالارهای عمده واقع در حیاط های جلو اختصاص به پرستش خدایان یا بودا داشت. در صورتی که نقاط مسکونی در پشت معبد محل اقامت راهبان بود. در آرایش و تزیین تالارهای اصلی ،عواملی وارد شد که اصلاً بودایی بود، و نفوذ یونانی – هندی را نشان می داد.
عمده مصالح معابد بودایی چوب وسنگ است. سقف شیروانی است و از پوشش سفالی یا چوبی ساخته می شد. در بیشتر معابد روی سقف بنایی به شکل کشتی قرار دارد که از نظر هنر بودائی سمبلیک است و بطور کلی سقف این بنا ها دارای تزیینات پر کاری است. از جمله تجسمی از اژدها و سیمرغ ، طاووس ،نقش انسان و بعضی از حیوانات مورد علاقه بودا مثل اسب ، میمون ، فیل، که گاهی از شیشه های رنگین در این نوع تزیینات استفاده شده است،در معبد رنگ مسلط بر مجموعه بنا رنگ قرمز است.
معابد کنفوسیوسی: دلاویز ترین معابد چین آنهایی است که در پکن به دین ملی و رسمی آن کشور اختصاص داده شده است.
معبد کنفوسیوس دارای طاقهای باشکوهی است که با ظرافت بسیار کنده کاری شده ولی خود معبد بیشتر نمودار حالت فلسفی دارد، تا هنری. این معبد را در قرن سیزده ساخته اند و از آن پس بارها تغییر شکل داده و تعمیر شده است. روح استاد اقدس نیاکان، کنفوسیوس در روی پایه های چوبین در طاقچه ای نصب گردیده است. مذبح اصلی وقف استاد و سرمشق ده هزار نسل شده است. معبد آسمان و مذبح آسمان نزدیک دیوار جنوبی پکن واقع است.
بطور کلی ستونهای معابد ،چوبیو سنگی است و غالباً به صورت ستون پیکره ای از اژدها وسیمرغ که در روبروی مدخل معبد قرار داده شده است. نقشه مصور معبد کنفوسیوس در جوفو شانتونگ این واقعیت را نشان می دهد که چینی ها به آئین ملی و میهنی خویش تا چه اندازه اهمیت داده اند.
پاگودا:از آثار برجسته وشاخص هنر معماری خاور دور بویژه چین پاگودا است. این بناهای چتری شکل، چند طبقه اند که تعداد طبقات آنها فرد است. چون عدد زوج در نزد چینی ها نحس است. پاگودا از درون دارای پله های مارپیچی و گردان است. هر چتر به ایوان گردی ختم می شود که ماموران حکومتی در این ایوان مسائل مملکتی را بررسی می کردند. دوم اینکه جهت دعا و نیایش بوده و سوم پیشگویان چین در آن بخش طالع بینی می کردند و از طرفی جهت وزش باد را مشخص می نمود. گاهی به عنوان میل راهنما هم مورد استفاده قرار می گرفته است. و بر روی طبقه بالایی آن احتمالاً چراغی روشن می کردند.
نوعی از ساختمان سازی و معماری بودایی است که در نظر برخی ها به نماد کشور چین تبدیل شده است. این بناها که بیشتر در روستاها برافراشته شده اند و جزء طبیعی آن نقاط به نظر می رسند و از استوپای هندی تقلید شده اند. بیشتر پاگوداهای چوبی ، با تعداد زیادی قرنیز های بالدارشان،تشابهی اندک به گنبد های یکپارچه ((سانچی)) یا(( آماواراتی)) دارند، ولی منشأشان ،مانند بودای چینی باید قندهار بوده باشد. چون در اینجا یک زمانی گونه های پیوسته و رفیع استوپا ،زائران چینی را تحت تأثیر عظمت خویش قرار داده بود چینیها با چنان سرعتی ساختمان استوپا را تقلید کردند که حتی کهن ترین پاگوداها نشانه های اندکی از منشأ هندی خویش دارند. در پاگوداهای چوبی چینی ، آنچه از کل استوپای هندی بر جای مانده یاستی یا چتر آفتابی بود که در رأس ساختمان مذبور قرار داده می شده است. چینیها به جای نقشه گرد ،نقشه چهار، شش یا هشت ظلعی را ترجیح می دادند و طبقات را تا ارتفاع حداکثر 90 متر روی یکدیگر می انباشتند. هر طبقه با قرنیزهای برجسته یا برآمده خودش که خطوط منحنی اش رو به آسمان کشیده می شوند، مشخص می شد.
دیوار چین: مهمترین آثار چینی ها دیوار چین است، که تا امروز پابرجا مانده است. این دیوار از شمال شرق چین به سمت شمال غرب چین امتداد دارد ، که طول آن 6400 کیلومتر و ارتفاع دیوار7 الی 7.5 متر است . عرض دیوار هم حدوداً 7.5 متر است. به فاصله هر چند متر برجهای دیده بانی در دیوار بزرگ تعبیه گردیده است. خاصیت برجها در این است که به هنگام رویت نیروهای دشمن در پشت دیوار مشعل برجهای روبرویی روشن شده و به فاصله کوتاهی سرتاسر دیوار مشاهده میگردد(از مشعل های بزرگ و روشن دیوار بزرگ کامل نمایان است) دیوار دارای چهار دروازه بزرگ است که در دوره های گذشته چین با قدرت حفاظت شده است . مصالح این دیوار،(( شی هوانگ دی)) خاقان ((بنیانگذار سلسله چین)) بود. این دیوار جهت حفاظت چین از هجوم اقوام بیانگر زردپوست به نام هونها، ساخته شد و علل دیگر هم بر این دلیل اضافه نموده اند. یکی جلوگیری از خروج تخم ابریشم ، و دیگری از قرن 4 ق.م به صورت دیوارهای بریده از چینه و گل وجود داشته است. یعنی هر قبیله یا حکمرانی ، برای جلوگیری از هجوم بیگانگان یک بخش دیوار را ساخته و هنگامیکه ((شی هوانگ دی)) از سلسله چین به قدرت رسید این دیوارهای مجزا رابه هم متصل نمود و از مصالح سنگ و آجر در آن استفاده کرد.
در ایام حکمرانی هر سلسله ای بخشی به آن اضافه شد و بتدریج دیوار چین به شکلی به هم پیوسته و مستحکم پدید آمد. بطوری که بناهای بیشتری به دیوار چین افزوده شد، در هر 2.5 کیلومتر برجهای دیدبانی، در هر 5 کیلومتر پستهای نگهبانی ، در هر 15 کیلومتر سنگر ها و استحکامات و در هر 50 کیلومتر پستهای پادگانهایی احداث گردید.
پس از سرنگونی سلسله مغولان چین و بیرون راندن آنها از این کشور ، سلسله جدید امپراتوری به تجدید بنای دیوار چین همت گمارد. امپراتوران مینگ در حقیقت ناچار به ساختن دیوار تازه ای بودند. زیرا دیوار کهن ویران شده بود. آنان 5650 کیلومتر از دیوار را بر پا کردند و 25000 برج نگهبانی و 15000 استحکامات به آن افزودند.
این دیواراز سنگ وآجر ، مخلوطی از آهک و رس ساخته شده و از خلیج بوهای درمشرق تا استان گان سو در شمال مرکزی امتداد دارد. این دیوار عملاً شامل دو دیوار موازی است که 10 متر ارتفاع دارند و جاده ای پهن و هموار بر بالای آنها سقف زده است. بر فراز دروازه های هر دو انتهای دیوار چین کتیبه هایی قرار دارند که شرقی آن ((اولین گذرگاه در زیر آسمان و دروازه غربی آن)) آخرین گذرگاه در زیر آسمان نامیده می شود . این دیوار نقشی فرتر از یک دیوار دفاعی داشته. بلکه راهی برای تأمین ارتباط سریع در امپراتوری شده است.
سبک های معماری چینی (شمالی و جنوبی) :
در ساختمان های مذهبی اعم از پاگوداها و معبد ها ، می توان دو سبک مشخص معماری چینی را مشاهده کرد. این دو سبک معمولاً شمالی و جنوبی خوانده می شود، ولی رواج آنها همیشه دقیقاً مطابق جغرافیا نبوده است. در یونا ، که یکی از جنوبی ترین ایالات چین است ، سبک شمالی رواج دارد، و در جنوب منچوری ، نمونه هایی از سبک جنوبی دیده می شود. این موارد استثنایی دلایل تاریخی دارد. یونا در دوره های مینگ و اوایل منچو ، تحت تأثیر نفوذ های شدید شمال قرار گرفت ، و حال آنکه منچوری از طرف جنوب و از طریق راه دریایی تحت تأثیر واقع شد.
تفاوت های عمده میان این دو سبک عبارتند از : انحنای شیب سقف و مقدار تزیینات لبه بامها و پیش آمدگی آنهاست. در سبک جنوبی ، سقفها به اندازه انحنا پیدا می کند که گوسه های آنها ، مثل شاخ گاو به طرف بالا متمایل می شود. در کناره های بامها ، غالباً به اندازه ای مجسمه های کوچک خدایان تائویی و جانوران اسطوره ای می گذاشتند که خطوط خود سقف تقریباً محو می شد. پیش آمدگی بامها و ستونها نیز به همین ترتیب دارای انحناها و تزییناتی بود و هیچ قسمت از سطح راصاف و بدون تزیینات نمی گذاشتند. از دیدگاه هنری ، ساختمانهای مزبور زیاد مورد تحسین نیست . زیرا اگر چه خود انحنا ها و تزئینات نمی گذاشتند. از دیدگاه هنری ، ساختمانهای مزبور زیاد مورد تحسین نیست . زیرا اگر چه خود انحنا ها و تزئینات دلپذیر است، ولی خطوط ساختمانها روی هم رفته از نظر ناپدید می شود و نمایی پدید می آید که پیدا است پیچاپیچ و انبوه است و چینیها به این سبک علاقه ای ندارند.
سبک شمالی را غالباً سبک قصری می نامند ، زیرا که بهترین نمونه های این نوع معماری را در عمارت با شکوه شهر ممنوع و ارامگاه های خاقانهای سلسله مینگ و منچو می توان دید. در یبک مزبور با توجه به خاطرات چادرهای بزرگ خاقانهای مغول به وجود آمده است، در واقع اساسی ندارد. تزئینات نیز کمتر و محدودتر است. مجسمه فقط در گوشه های بامها دیده می شود ،و اندازه آن کوچکتر است ، ولی نسبت به مجسمه های ساختمانهای جنوبی ، بیشتر تابع سبک خاصی است. در ((شانسی )) نوعی سازگاری دلپذیر میان زیاده روی این جنبه سبک جنوبی و سبک قصرهای پکن به چشم می خورد. در اینجا حاشیه بامها را با مجسمه های کوچک و زیبا و نیرومند مردانی که بر اسبان تیز تک سوارند آراسته اند.
شایان ذکر است مه درباره معماری چین ، کمتر سخنی گفته یا مطلبی نوشته شده است ، علت ایت باشد که ساختمانهای اندکی از روزگاران گذشته بر جا مانده اند، یا سبک معماری چین امروز، دقیقاً به نمونه اولیه خویش در هزار سال پیش شباهت دارد. به بیان دقیق تر ، نیمرخ مسلط بر سقف که بخش بزرگی از خصوصیات معماری چینی مربوط می شود. حتی ساختمان های ساده ای که از کنده کاریهای سنگی دوره های ترسیم شده اند حکایت از وجود سبک و روشی در ساختمان سازی دارند که امروزه نیز شالوده معماری این کشور به شمار می روند.
پایان
برگرفته از کتاب آشنایی با معماری جهان
|