|
به نام خدا
معماری پیدایش کیهانی –غیر خطی
چارلز جنکز در سال 1995 براساس یافته های جدید علمی در مورد سیر تکوین کیهان و تطور غیر خطی آن ،کتابی به نام معماری پرش کیهانی منتشر کرد. جنکز در این کتاب به تشریح نحوه تکوین کیهان به زبان ساده پرداخت و بیان داشت که جهان به صورت خطی و یکسویه گسترش و تکامل نیافته، بلکه این تکامل به صورت گسترش خطی و سپس رسیدن به مرز بحران و آشفتگی و در نهایت پرش به شرایطی کاملا متفاوت با گذشته صورت گرفته است.
جنکز پیچیدگی در طبیعت را بدین صورت تعریف می کند:
((پیچیدگی نظریه ای است که می گوید پگونه ارگانیسم های در حال پیدایش به لحاظ تأثیر متقابل اجرا آن بر هم ،از حالت تعادل خارج شده (به واسطه ی افزایش انرژی،ماده یا اطلاعات)و به مرز بین نظم و آشفتگی می رسد. این مرز همان مکانی است که سیستم اغلب پرش می کند،تقسیم می شود ویا به صورت خلاقانه ای تأثیر متقابل می گذارد.این کار به صورت غیر خطی و غیر قابل پیش بینی انجام می پذیرد. ارگانیسم جدید ممکن است از طریق واکنش و دادن انرژی به صورت مستمر حفظ شود.
در این پروسه ،کیفیت به صورت نظم خودی ،معنا ،ارزش ،باز بودن،طرح جز به جز مشابه ،فرم های جزب کننده و اغلب افزایش پیچیدگی (میزان بیشتری از آزادی )به طور همزمان ظاهر می شود.))
لذا در یک کیهان زنده و ارگانیک ،ارگانیسم ها و پدیده های مختلف خلق می شوند و در یک گسترش خطی به مرز آشفتگی می رسند و در نهایت به ارگانیسم یا پدیده ای متفاوت با حالت قبل پرش می کنند.در این مورد می توان پروسه دگرگیسی در پروانه ها و حشرات را مثال زد.به طور نمونه ،پروانه کرم ابریشم که دارای کرم ابریشم که دارای پروسه دگرگیسی کامل است،در ابتدا به صورت تخم ،سپس کرم ، و بعد پیله و در نهایت پروانه در می آید که هر مرحله کاملا متفاوت با مرحله قبل است و در هر مرحله پرش، ایجاد دگرگیسی در ارگانیسم می نماید.
در مسایل روزمره فیزیکی نیز این مسأله را می توان مشاهده کرد. یک کامیون پر از شن را که در حال تخلیه بار خود است تصور کنید.حجم های شن های تخلیه شده بر روی سطح زمین به صورت خود سازماندهی –یک شبه مخروط – افزایش می یابد. در یک لحظه – نقطه بحران آآشفتگی و فاجعه – با اضافه نمودن تنها یک دانه شن به این شبه مخروط ،این نظم متلاشی می شوند و درهم می ریزند . با تخلیه مابقی شن ها ،مجدداً حجم شن ها تحت یک سازماندهی جدید افزایش می یابد تا دوباره به نقطه بحران و آشفتگی و نهایتاً متلاشی شدن و پرش بعدی برسد. این مثال را می توان برای وقوع زلزله یا بهمن نیز به کاربرد. به طور کلی در کیهان ،گسترش و پیدایش به صورت مستمر و در یک مسیر خطی صورت نمی گیرد ،بلکه به صورت غیر خطی و پرشی انجام می شود. بدین معنی که گسترش در هر مرحله ،نهایتاً به نقطه بحران و آشفتگی و متلاشی شدن نظم آن ختم می شود. در این نقطه یک پرش ایجاد می شود و شرایط و نظم آن ختم می شود. در این نقطه یک پرش ایجاد می شود و نظم مرحله ، پیش بینی دقیق مرحله بعدی ایجاد کند.
معماری پرش کیهانی
همان گونه که عنوان شد ،چارلز جنکز،شخصی بود که این نظریات جدید علمی و فلسفی را وارد حوزه معماری نمود. وی مبانی معماری پرش کیهانی را در سال 1995 در کتاب خود مطرح کرد. از نظر چارلز جنکز ،معماری باید معلول باشد ،معلول دیدگاه انسان از خود و از جهان پیرامون خود، معماری امروز باید معلول شرایط امروز باشد ،معلول علم ،تکنولوژی و فلسفه کنونی . به عقیده جنکز،اگر در جهان مدرن فرم تابع عملکرد بوده است در جهان کنونی ،فرم تابع دیدگاه جهانی باید باشد.
اگر میس وندرو شعار کمتر بیشتر است را در معماری مدرن مطرح کرد،جنکز بر اساس نظریه ی پیچیدگی و به نقل از فیلیپ اندرسون شعار بیشتر متفاوت است را تکرار کرد. بدین معنی که جواب دو علاوه دو لزوماً چهار نیست.
اکثر معماران دهه هشتاد سبک دیکانستراکشن که به سمت سبک فولدینگ گرایش پیدا کرده بودند، از اواسط دهه نود میلادی ،مبانی نظری معماری خود را بر اساس مباحث جدید علمی مطرح شده بنا نهادند. معمارانی همچون پیتر آیزنمن ،فرانک گهری و دانیال لیبسکیند روند پیدایش ،تطور و تکامل را در طرح های معماری خود پیاده کرده اند. در ساختمانهای آنها روند طراحی و پیدایش مشابه همان صورتی انجام می پذیردکه در مقیاس بزرگتر یعنی کیهان اتفاق می افتد.
یکی از ساختمانهای جالب توجه که در این سبک ساخته شده، طرح فرانک گهری برای موزه گوگنهایم در شهر بیلبائو است. بندر بیلبائو ،بزرگترین شهر منطقه جدایی طلب باسک در شمال اسپانیا است.در این منطقه ،همواره خشونت ها و درگیری های جدایی طلبانه باعث نمایش چهره ای خشن از آن شده است . ولی با افتتاح موزه ی گوگنهایم در اکتبر 1997 ،توجه هنرمندان و هنر دوستان سراسر جهان ،به شهر بیلبائوبه عنوان یک شهر هنرپرور جلب شد .
گهری،بر خلاف اکثر معماران نام آور،زیاد اهل بحث و تببین مبانی نظری معماری خود نیست .دیگران و خصوصاً چارلز جنکز در مورد طبقه بندی و تشریح مفاهیم طرح های گهری بسیار بیش از خود او تلاش کرده است. جنکز از این ساختمان به عنوان یکی از سه ساختمان مهم سبک معماری پیدایش کیهانی نام برده و معتقد است بسیاری از مبانی این سبک در این ساختمان پیاده شده است.
معماری گهری ،از یک معماری دو بعدی که سطوح را در مقابل و در تقابل با یکدیگر نشان می داد(خانه خود او در سنتامونیکا )به سمت یک معماری سیال و سه بعدی گرایش پیدا کرده است و بهترین نمونه کار او در این زمینه موزه گوگنهایم است. پلان ساختمان به صورت گلی است در حال باز شدن و شکوفا شدن. احجام سه بعدی منحنی شکل که با ورق های فلزی تیتانیوم پوشیده شده ،همچون گلبرگ های یک گل،از مرکز ساختمان به سمت محیط خارج آن گسترش یافته اند. در این ساختمان ،معماری امواج ،چرخش ،استمرار نرم و مشابهت خودی با استادی تمام و به صورت خلاقانه ای طراحی شده است.
گهری در طرح خود از فن آوری رایانه استفاده کرده. بدین منظور وی از نرم افزارکاتیا که در طراحی هواپیما های جنگنده میراژ فرانسوی بوده، استفاده کرده است .تیر ها و ستون های فلزی و سطوح و احجام مختلف با استفاده از این نرم افزار به صورت دقیق طراحی شده است. در این ساختمان ، سازه تابع فرم است .یکی از ایراد هایی که جنکز به این ساختمان گرفته، یک اندازه بودن صفحات تیتانیوم بر روی سطوح با انحنا متفاوت ساختمان است. در صورتی که جنکز معتقد است ،همانند فلس های مشابه با ابعاد مختلف بر روی سطوح متغیر ساختمان ،ابعاد متفاوتی داشته باشد. گهری این موضوع را در ساختمان های بعدی خود رعایت کرده است.
گهری جوایز زیادی برای طرح این ساختمان دریافت کرده و جنکز از این ساختمان به عنوان ساختمان شاخص قرن بیستم نام برده است. فیلیپ جانسون در مورد گهری و این طرح وی چنین ابرازداشته:
((کار گهری گفتاری نیست ،این هنر است،من همواره گفته ام:لغت هنر را از بین می برد))
طرح های اخیر کهری مانند موزه ی جدید گوگنهایم در نیویورک ،دانشکده مدیریت در دانشگاه کیس وسترن در کلیولند ،تالار کنسرت والت دیسنی در لس آنجلس ،خانه چیات در کلرادور،موزه هنر مدرن سامسونگ در سئول و بسیاری دیگر، همانند موزه بیلبائو ،جملگی نمایشی از هندسه فراکتال ،علم پیچیدگی و آشفتگی و معماری شدن به جای معماری بودن است.
جنکز معتقد است که به این سبک می توان سبک ارگانیک گفت،زیرا براساس پیدایش در یک کیهان ارگانیک استوار است. ولی به واسطه تشابه اسمی با معماری ارگانیک فرانک لوید رایت ،چارلز جنکز به این سبک نام ((معماری پیدایش کیهانی ))داده است. اگر چه وی از این سبک به نام های معماری ((پرش کیهانی ))و(( معماری غیر خطی)) نیز نام می برد .
در این جا باید عنوان کرد که بر طبق علوم جدید، جهان امروز نه نظامی مشخص ،بلکه ترکیبی ازنظام و بی نظمی است . معماری جهان نو،همانند خود این جهان که علم پیچیدگی تصویر دیگری از آن نشان داده است،جهانی خلاق ،خود تنظیم ،خود تغییر ،غیر قابل پیش بینی و در حال شدن است. معماری غیر خطی ،کوژ و کج و انحنادار ،که امروزه توسعه و رشد می یابد،متأثر از دیدگاه های فیزیک امروز است که جهان را با موج و اجزا ذرات می شناسد.جنکز ضوابط این معماری را در هشت مورد جمع بندی کرده که خلاصه آن در ذیل ذکر می شود.
1- ساختمان مجاور طبیعت با استفاده از گفتمان طبیعی
فرم های طبیعی ما را از یک سو با کیهان و از سوی دیگر با جهان اطلاعات و ارتباطات همگون می سازد . لذا طراحی باید با توجه به هر دو مورد صورت گیرد. طراحی با پیچ و تاب خوردن ، تاشدن ، امواج و مشابهت خودی،جایگزین تکرار جزء به جزء شود. به ساختار سیستم های طبیعی مانند کریستال ها ،استخوان ها ،کپک های لجن و ابرها توجه شود. این فرم ها نمایانگر استمرار با جهان طبیعی هستند. این فرم ها با به کارگیری خلاقیت انسان می توانند کامل شوند.
2- نمایش مبدأ کیهانی ،سازماندهی خودی ،ظاهرشدن و پرش به یک سطح بالاتریا پایین تر
سمت اصولی تکامل(تطور)به سوی پیچیدگی بیشتر است. ولی این از راه پروسه دوگانه توسعه کند و تغییرات فاجعه آمیز ،استمرار و پرش ،تغییرات آهسته و دگردیسی پروانه وار صورت می گیرد. داستان کیهان اصولاً غیر قابل پیش بینی و شگفت انگیز است. در نتیجه معماری می تواند این توازن های متفاوت را جلوه گر کند. این کار را می توان از طریق استمرار نرم و مجاورت عناصر متناقص انجام داد.
3- عمق سازماندهی ،چند ظرفیتی ،پیچیدگی،و مرز آشفتگی
تکامل ؛جانداران،ذهن وماشین را به مرز آشفتگی سوق می دهدو این پرثمرترین مکان برای قرارگیری است.یک نظم ساده خسته کننده است و ساختمانی که بیش از حد به هم مرتبط است بسیار پیچیده است.بنابراین باید یک ارتباط والاتری را در نظر گرفت. این حکم یک دوران جدید نیست- ((ارتباط،همه چیز را به هم مرتبط کنید))-سنتی هم نیست-نظم و آشفتگی-بلکه یک سازماندهی متعالی است که از درون نظم و آشفتگی پدید آمده.
4- تجلیل از گوناگونی ،تنوع ،دگرگونی،خصوصاً از سیستم های تشدید کننده تباین.
از آنجایی که بیشتر متفاوت است ،زمانی که سیستمی از نظر اندازه ،انرژی و اطلاعات رشد می کند،شروع به پرش می نماید. در این زمان فرصت و امکان برای تغیر هست. به دلیل آن که جهان نمی تواند حرکت بعدی خود را پیش بینی کند ،تنها سیاست منطقی این است که گوناگونی تا حد امکان وجود داشته باشد .گوناگونی باعث به وجود آمدن کشش و تضاد می شود،ولی برای تکامل مستمر،این هزینه اندک باید صرف شود. اگر جهان به طور کلی و جوامع به عنوان اجزاء آن ذاتاً خود را سازمان می دهند،و در نهایت آشفته می شوند،استراتژی بقا بستگی به گوناگونی مدل ها ،جانوران و روش ها دارد. در نتیجه باید گوناگونی را پرورش داد که این به نقطه نهایت((بحران سازماندهی خود)) خواهد رسید.
5- ایجاد گوناگونی از طریق روش های تکه چسبانی (کولاژ)،خوشه چینی انقلابی،ورودی هم قرار دادن
تعادل سن و عمق توسط استفاده نمودن از معماران مختلف در طرح یک خانه با یک شهر ممکن است. یا استفاده از روش هایی که به گوناگونی منتهی شود. مجاورهم و یا روی هم قرار دادن سیستم های مختلف ،بهتر از روش حداقل گرایی یا حذف نمودن گوناگونی است.
6- تصدیق زمان و برنامه اجباری آن که شامل ضرورت شناخت چرخه طبیعی و کثرت گرایی سیاسی است
این حقیقت به سمت گزینه های مختلف سبز(طبیعت )و سبک های محلی که ساختمان را به زمان ،مکان و ساختار مشخص ارتباط می دهد،سوق پیدا می کند. ما نمی توانیم نابودی انبوه طبیعت را که مدرنیسم به طور غیر مستقیم باعث به وجود آمدن آن بوده رد کنیم . معماری ممکن است دارای قدرتی برای تغییر دادن این شرایط به طور مستقیم نباشد ،ولی مانند هر تمرین فرهنگی ،می تواند آگاهی در مورد شرایط را توسط نمادها و پیشنهاد ها تدریجی گزینه ها تغییر دهد.
7- بیان این موضوعات به صورت نشانه های دوگانه یعنی نشانه های زیبایی و نشانه های ایده ها
موضوع و برنامه بسیاری از ساختمان ها پیچیده است و به جواب های چندگانه متناقض درباره تاریخ ،شهر،عملکرد های مختلف و سلیقه های متفاوت نیاز دارد. معماری به عنوان یک زبان عمومی محیط اطراف انسان،باید نمادهای مشترک را قبول کند. و این بدان معنی است که این زبان هم باید منطقه ای و هم پیدایش کیهانی باشد.
8- توجه به علم ،خصوصاًعلم معاصر در مورد مباحث نشانه های کیهانی
جهت گذار از مسائل جزئی کنونی،تصویر خدایگون انسان و مد و کسب مجددقدرتی که تمامی معماری والا داشته است، باید قوانین متعالی که علم کشف می کند توجه کرد. به طور اساسی ،محتوای مشترک معماری در این قوانین قرار دارد:مسائلی مانند اهمیت حرکت موج دار که نقش اساسی برای تفکر،وجود ما ،جهان کوانتوم و احتمالاً واقعیت نهایی ابرنخ دارد.
اگر چه محتوای صحیح مانند تفکر صحیح کافی نیست ،یک معماری پیدایش کیهانی ،باید خیال را هم به حرکت در آورد. باید روند خلاق را بزرگ کند و گرنه هیچ چیز نیست. وظیفه والای معماری این است که قوانین را نمایش دهد و معلول باشد.
نکته حائز اهمیت این که معماران سبک پیدایش کیهانی به احتمال قریب به یقین در چارچوب ضوابط کنونی شناخت انسان از خود و جهان پیرامون نیز مکث نخواهند کرد. آنها طرح های خود را با پدیده های جدید در علم و فلسفه در هر مرحله وفق خواهند داد.
برگرفته از کتاب معماری معاصر غرب
دکتر وحید قبادیان
|